موضوع مالکیت و حکمرانی در قرآن برای خداوند و انسان به کار رفته و ممکن است این تصور پدید آید که «مالکیت الهی و انسانی از قدرت و تسلط یکسانی برخوردار هستند». این مهم، موجب شد تا مقاله حاضر به روش توصیفی ـ تحلیلی به معناشناسی واژه «مُلک» بر اساس روابط همنشینی در آیات قرآن کریم بپردازد. بررسی تمام آیات مُلک الهی و مُلک انسانی (48 مورد) نشانگر امور ذیل است: الف) مُلک الهی در نقش مبتدای مؤخر بیشتر با ریشه های «س/ ب/ ح»، (ح/ م/ د)، (ب/ ر/ک)، (خ/ ل/ ق) و... و در نقش مبتدا با موضوع ای قیامت، برپایی حکومت الهی در آن و إعطای جزای مؤمنان و کافران با ریشه های (ب/ غ/ ت)، (ع/ ق/ م) و... روابط همنشینی دارد، ب) مُلک انسانی در غالب موارد با نقش مفعول به با ریشه های (أ/ ت / ی)، (ش/ ی/ أ)، (ن/ ز/ ع)، (ش/ د/ د) و (ص/ ف/ و) همنشین است، ج) خداوند مالک حقیقی جهان است و مُلک را به هر کسی که بخواهد، می دهد و از هر کسی که بخواهد، می گیرد و إیتاء مُلک به هر دو انسان مؤمن یا کافر بستگی به مشیت الهی دارد، د) تمام آیات مُلک الهی به بیان ویژگی های یک مالک مطلق از جمله دارا بودن قدرت بی نهایت، آفرینش موجودات، ربوبیت الهی، فرمان پذیری مطلق موجودات، اجرای شفاعت، عدالت و برپایی روز جزا در جهانی دیگر می پردازد؛ اما در آیات مُلک انسانی به این موضوع که فرمانروای زمینی چه ویژگی ها و اختیاراتی دارد، اشاره ای نمی کند بلکه مهم ترین موضوع، دادن و پس گرفتن قدرت فرمانروایی از انسان، انتخاب فرمانروا براساس شایستگی ها (انسان مومن) و تفویض اختیاراتی همچون علم، قدرت و حکمت می باشد. بنابراین مهمترین مساله در آیات ملک انسانی این است که ملک انسانی نیز در طول ملک الهی قرار دارد و فرمانروایی انسان و تفویض اختیار فرمانروایی به انسان، جزئی از مدیریت جهان توسط خداوند است.